اقتصادیدسته‌بندی نشدهفناوری

جلسۀ مخوفی که به کشتار تبدیل شد/ وقتی صدام هم حزبی هایش را اعدام کرد و برایشان گریست/ هیولای بغداد چگونه به قدرت رسید؟

حسین نیازبخش- چند روزی است که در شبکه های اجتماعی ویدئویی از حادثۀ تالار الخلد یا قتل عام رفقا در حال پخش است. این ویدئو مربوط به پاکسازی حزب بعث عراق در سال 1979 توسط صدام حسین است. صدام در اولین روزهای قدرت گیری همانند هیتلر و استالین، شروع به پاکسازی حزب خود کرد و طرفداران حسن البکر را اعدام نمود.

تالار خونین/ جلسۀ مخوفی که به قتل عام بدل شد

صدام حسین یک جلسۀ مخوف و ترسناک را ترتیب می دهد و تمام اعضای حزب بعث عراق را به آن دعوت می کند. اعضاء حزب بی خبر از همه جا به اجلاس حزب در تالار الخلد می آیند. صدام پیش از برگزاری جلسه به فیلمبرداران دستور می دهد که از جلسه فیلمبرداری کرده و تمام لحظات آن را ثبت کنند.

جلسۀ مخوف آغاز می شود. صدام با اعتماد به نفس در صدر مجلس نشسته و با خطابه ای پر شور و خشم، مخالفان و توطئه گران را تهدید می کند. سپس محیی عبدالحسین مشهدی شروع به صحبت می کند. مشهدی یکی از نزدیکان حسن البکر است که صدام مدعی است قصد توطئه علیه او را داشته است. مشهدی که چند روز قبل از اجلاس، دستگیر شده و تحت شکنجۀ سخت و سنگین قرار گرفته بود، جلوی چشمان متحیر اعضاء حزب، شروع به اعتراف می کند و مدعی می شود بسیاری از اعضاء حزب نیز در کودتا علیه صدام نقش داشته اند. سپس صدام شروع به خواندن اسامی افرادی می کند که در کودتای ادعایی و دروغین او نقش داشته اند. او مانند یک گنگستر، سیگار کوبایی خود را از لب برداشته و سینه اش را صاف می کند و شروع به خواندن نام توطئه گران می کند. هر کسی که نامش خوانده می شود، از جلسه خارج شده و خود را به جوخۀ ارتش می سپارد و فی الفور اعدام می شود.

صدام در اولین جلسۀ حزبی خود بعد از به قدرت رسیدن، ترسی عجیب را به دل هم حزبی هایش می اندازد. او با کشتاری وسیع همه را تابع خود می کند. صدام که بازیگری ماهر بود، بعد از اعدام رفقا و هم حزبی هایش اظهار تاسف کرده و حتی گریه هم می کند. با این حال، حالا همه می دانستند که یک خونخوار در بغداد به قدرت رسیده است.

ماجرای به قدرت رسیدن هیولای بغداد/ چرا کشتار تالار الخلد رخ داد؟

اما ماجرای قتل عام الخلد از چه زمانی شروع می شود؟ برای فهم علت وقوع این حادثه باید به چگونگی به قدرت رسیدن صدام پرداخت صدام در کودکی از تکریت فرار کرده و نزد عمویش حسن عبدالمجید می رود. حسن عبدالمجید یک پان عربیست متعصب است و نقش فراوانی در شکل گیری عقاید و افکار صدام دارد. صدام از طریق عموی خود وارد حزب نوپا و پان عربیست بعث می شود که تحت تاثیر انقلاب جمال عبدالناصر در مصر قرار داشته و سعی دارد عراق را نیز به همان مسیری بیندازد که مصر افتاده است.

در زمان جوانی صدام، عراق آبستن حوادث مختلفی می شود. نظام سلطنتی سقوط کرده و افسران جوان ارتش به رهبری ژنرال عبدالکریم قاسم به قدرت می رسند. حزب بعث که گرایش های سوسیالیستی و پان عربیستی دارد با قاسم مخالفت کرده و سعی می کند علیه او کودتا کند. در کودتای 1959 که شکست می خورد، صدام مصدوم شده و به سوریه و سپس مصر فرار می کند. او تا سال 1963 در مصر زندگی می کند تا اینکه خبر پیروزی «انقلاب رمضان» که کودتایی جدید علیه ژنرال قاسم بود و منجر به کشته شدن او گردید، به گوشش می رسد. صدام به عراق باز می گردد و فعالیت حزبی خود را آغاز می کند. اما حزب بعث به علت آشفتگی نمی تواند در قدرت مانده و صدام در زمان زعامت عبدالرحمن عارف به زندان می افتد. با این حال، قدرت عارف نیز کوتاه است و تحولات سریع و دیوانه وار عراق، باعث می شود صدام از زندان آزاد شود.

در سال 1968 کودتای دوم و نرم عراق به وقوع می پیوندد. رهبر این کودتا قهرمان انقلاب رمضان یعنی ژنرال  احمد حسن البکر است. حسن البکر که عضو ارشد حزب بعث و رهبر ارتشی های وفادار به حزب است، اهل تکریت، زادگاه صدام است. جامعۀ قبلیه ای عراق، البکر را وا می دارد که به هم شهری هایش نزدیک شود. این امر باعث افزایش قدرت صدام  می شود. او مدت کوتاهی بعد از کودتای دوم، معاون رئیس جمهور احمد حسن البکر می گردد.

بعد از قدرت گیری البکر، صدام به سرعت شروع به فعالیت می کند. پیری و بیماری البکر باعث می شود تمام کارها به دست صدام انجام شود. صدام اعضاء حزب را به خود نزدیک کرده و همزمان، با تغییر قوانین مربوط به فروش نفت، سود زیادی به دست می آورد و از طریق این پول می تواند نقشه هایش را عملی کند.

قدرت روزافزون صدام باعث خشم و ناراحتی حسن البکر و نزدیکانش می شود. جناح مخالف صدام به فکر چاره می افتند. آنها راه خلاصی از صدام را اتحاد با سوریه می دانند. در آن زمان،  حافظ اسد، ژنرالِ علوی مسلک سوری توانسته بود حزب بعث را در سوریه به قدرت برساند. البکر طرح ائتلاف و اتحاد دو کشور را به اسد داد و او نیز این طرح را پذیرفت. طبق این طرح، حافظ اسد، قائم مقام حزب بعث عراق می شد و این به معنی سلب قدرت کامل صدام بود. صدام که به خشم آمده و همزمان ترسیده بود، شروع به فعالیت علیه حسن البکر کرد. میان اعضاء حزب اختلاف پیش آمد. تعداد طرفداران صدام بیشتر بود و به همین دلیل، آنها توانستند حسن البکر را پیش از ائتلاف با سوریه از قدرت کنار زده و در حصر خانگی نگه دارند.

صدام بعد از کنار زدن رئیس جمهور وقت، خود به قدرت رسید و رسما شخص اول حزب بعث و عراق شد. او حالا باید به سراغ عناصر مخالف خود در حزب می رفت. جلسۀ تالار الخلد که به قتل عام مخالفان صدام بدل شد، به همین جهت برگزار گردید و صدام نیز مانند هیتلر که در طرح پاکسازی «دشنه های بلند» توانست مخالفان درون حزبی خود را پاکسازی کند، زمینه را برای بقاء قدرتش فراهم کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا